طاقت دل
باز هم غصه و.. دل خسته شده از تکرار
شده وقتش بزند بر سر دل فکر فرار
* * *
خسته از اینکه نباید..! و نباید شاید !!
کاش می شد بکند فاش تمام اسرار
* * *
نکند طاق شود طاقت دل طاقت من !
نکند تاب نیارد دل و دینم این بار !!
* * *
دل و دین و.. غم بامعرفت لاکردار !
وای بر معرفت رفتهء آرام و قرار !!
* * *
من و آرامش مفقود شده از رفتار
باز هم قافیه در رفته ز دستم انگار
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 23:7 توسط پیمان
پیمان مومنی طارمسری