و سکوتی که پر از فریاد است
شب و بی خوابی و دلتنگی و ماه
من و بی تابی و صد حسرت و آه
و سکوتی که پر از فریاد است
کاش می شد بروم بر سر "چاه"
شب و بی خوابی و دلتنگی و ماه
من و بی تابی و صد حسرت و آه
و سکوتی که پر از فریاد است
کاش می شد بروم بر سر "چاه"
یک عمر به هر ساز شما رقصیدم
هی زخم زدید ، من فقط خندیدم
انگار که لبریز شده طاقت من
این حال همان است که می ترسیدم
و پر شد کاسهء صبرو
پر از بغضه دل ابرو
نه می ناله نه می باره
چه جوری سر کنه شب رو
شب و تا صبح بیدارو
دوباره دود سیگارو
دوباره چاره شد مستی
بزن بالا شرابا رو
به زخمایی که خورد از پشت
به احساسی که اونو کشت
به سیگاری که خاموش شد
بدون درد ، میون مشت
نمیشه کم بشه دردو
فراموشش بشه کردو
و فردا، شب نشه ای کاش
کجا باید بره مردو
باز هم غصه و.. دل خسته شده از تکرار
شده وقتش بزند بر سر دل فکر فرار
* * *
خسته از اینکه نباید..! و نباید شاید !!
کاش می شد بکند فاش تمام اسرار
* * *
نکند طاق شود طاقت دل طاقت من !
نکند تاب نیارد دل و دینم این بار !!
* * *
دل و دین و.. غم بامعرفت لاکردار !
وای بر معرفت رفتهء آرام و قرار !!
* * *
من و آرامش مفقود شده از رفتار
باز هم قافیه در رفته ز دستم انگار
چند روزو چند شبه
خوابم نمي بره !
اين روزهاي سخت
كي ميشه بگذره ؟ !
كي ميشه رد بشه
فكر تو از سرم ؟
كي خاطراتتو
از ياد مي برم ؟
انگار من دلم
دلتنگتر شده !
احساس من به تو
پررنگتر شده !
از روزهاي قبل
ديوونه تر شدم !
ويرونه بودمو . .
ويرونه تر شدم !
ميلرزه قلب من
با هر نشونه اي !
درگير يادتم
باهر بهونه اي !
با هر بهونه اي
ميرم تو لاكمو
ميدزدم از همه
احساس پاكمو
آتيشه توو دلم . .
سنگين شده سرم . .
ميگم، به دل نگير . . !
از تو نميگذرم ! !
لبخند ميزنم . .
لبخند ميزنم . .
از منتهاي درد . .
هرچند ميزنم . . !
مشروب و دودو درد . .
چند قطره اشك سرد . .
بي تو چه ميشه كرد ؟ !
اما تو . . برنگرد . .
اما تو . . برنگرد . . ! !
جالبه که بعد از حدود دو سال
که به دلایلی ننوشتم !
بازم هوای نوشتن و برگشتن به سرم زد !!
از همه ی دوستانی که
تو این مدت بازم بهم سر زدن ممنونم ..
و البته شرمنده ام که نبودم تا بتونم
از نوشته های زیباشون لذت ببرم ..
کاش بشه که جبران کنم ...
* * *
تو رفتی اما یاد تو
هنوز تو خاطرم مونده
نگاهت لحظه ی آخر
همه هستیمو سوزونده
زمین دور سرم چرخید
همینکه دیدم اشکاتو . .
نگو، اشک جدایی بود ! !
دیگه نیستم تو فرداتو . .
صدات انگار غمگین بود
چه آسون بود تظاهر ! نه ؟ !
چه آسون دادی بر بادو
شد احساسم تنفر! نه ؟ !
فقط گفتی نمیتونم
فقط گفتی خداحافظ
نمیشد باورم آخه_
به این مفتی خداحافظ !
به روت خندیده بودم تا
غمت بیشتر نشه اما
نمیدونی تو قلب من
چه آشوبی شده برپا
پر از دردو پر از خشمو
پر از احساس بیهوده
چطور هیچوقت نفهمیده
چقد دل عاشقش بوده ؟ !
تو رفتی با خودت بردی
همه احساسمو انگار !
پر از احساس باشه کاش
تموم زندگیت ای یار . .
نه عشقیو نه احساسی
نمونده واسه من باقی
سریع پر کن تو پیکم رو
معطل نه ! نکن ساقی . .
بالاخره برگشتم.. ولی با یه غمی..
که ای کاش اینجوری نمیومدم..!!
پست بعدیمو راجع به همون مینویسم..
دوباره باز شدم تنها روونه
میون کوچه های غم گرفته
میرم اروم بگیرم ، کاش بتونم
تو شهری که هواش ماتم گرفته
¤ ¤ ¤
یه بغضه تو گلوی اسمونش
پرِ درده دل پیر و جوونش
نه ، انگار هیچکسی اینجا نداره
ستاره تو دل هفت اسمونش
ضمنا از همه ی دوستای خوبی که تو این
مدت منو شرمنده ی خودشون کردن ممنونم
و امیدوارم بتونم از شرمندگیشون در بیام..
خیره در چشم من شدی اینبار ، و من از این نگاه می ترسم
با تو و صد هزار وسوسه ام ، و من از اشتباه می ترسم
¤ ¤ ¤ ¤
تو صدا می زنی مرا با ناز ، راز ناز تو و دل و این ساز
باز هم گول خورده ام انگار ، و من از این کلاه می ترسم
¤ ¤ ¤ ¤
تو کنار منی و من با این.. حس حیوانی ام گلاویزم
تا سحر من دوام می ارم؟ و من از این پگاه می ترسم
¤ ¤ ¤ ¤
ضربه های دل مرا بشنو، رحم کن که مردم از تشویش
لرزه های مرا که می بینی، چشمهایت گواه می ترسم
¤ ¤ ¤ ¤
دستهایم دگر نمی فهمند، بی هوا سوی گیسوان تو اند
گیسوان بلند همچو شبت، و من از این سیاه می ترسم
¤ ¤ ¤ ¤
وای بر من دگر توانی نیست، وای بر من دوباره سر خوردم
ریشه کرده درون من هوست، و من از این گیاه می ترسم
¤ ¤ ¤ ¤
لرزشی دیگر و گناه دگر ! حس داغ من و تو در بغلم
لذت ناب و قلب بلهوسم ! و من از این گناه می ترسم
- - - - - - - - - - - -
ـــ اول: باید از بابت تاخیرم از همه ی دوستایی که تو این مدت من و مورد لطفشون قرار دادن عذر خواهی کنم.. به هر حال امتحانات و مشکلات شخصی باعث شد که نتونم جواب محبتاشونو بدم.. امیدوارم بتونم بعد از این جبران کنم
ــدوم: بعد از اینکه تو پست قبلیم یه غزل گذاشتم و مورد لطف بعضی دوستان قرار گرفتم ترجیح دادم تو این پستمم یه غزل دیگه بیارم..
(دوستان باید بدونن وقتی از کار یه ادم بی ظرفیت تعریف میکنن باید فکر اینجاشم بکنن که شاید اون ادم جدی بگیره و به کارش ادامه بده!)
ــسوم: از اونجاییکه من تو این قالب شعری تقریبا بی تجربه ام از دوستای خوبم میخوام با نظرا و نقدای قشنگشون کمک کنن تا اگه بشه ایرادام و کمتر کنم
"منتظر لطفای همیشگیتونم"
" خدایم.. خدایم.. اه ای خدایم..
صدایت میزنم.. بشنو صدایم.. "
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
زندگی سخت گرفته به من ای یار.. اینبار
دلم از درد.. نیازش شده.. نی زار.. اینبار
¤ ¤ ¤ ¤
هر چه بر درگه دروازه ی کویش کوبم
گوءیا سود ندارد ز من.. اصرار.. اینبار
¤ ¤ ¤ ¤
رو به هر راه که بردم.. که مرا یار شود
بخت هم روی گرفته ز من انگار.. اینبار
¤ ¤ ¤ ¤
تا که شاید.. غم این.. بار.. ز یادم برود
شده ام مست شراب و می و..می خوار.. اینبار
¤ ¤ ¤ ¤
سخت.. محتاج نگاهی دگر.. از سوی تو ام
کاش.. لطفت بشود نازل و.. تکرار.. اینبار
¤ ¤ ¤ ¤
همه ی دار و ندار دل درمانده.. تویی
مددی کن.. برسد یار به دلدار ..اینبار
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
البته این کارم یه کمی با کارای قبلیم فرق داره ..
ولی یه خورده دلم گرفته بود که نوشتمش ..
امیدوارم زیاد تو ذوق دوستای با ذوقم نخورده باشه..
.. شاد باشین ..
سلام..
سلام به همه ی دوستایی که مثل همیشه منو شرمنده ی
لطفشون کردن و میکنن..
حتی تو این روزایی که نبودم..
امیدوارم سال جدیدو خوب شروع کرده باشین و تا اخرش براتون
اتفاقای قشنگ بیفته و همیشه سرخوش و سرزنده و موفق و
خوشحال باشین..
یه مدت نسبتا طولانی به دلایل مختلف اعم از کاری و غیر کاری
نبودم و نتونستم بهتون سر بزنم و حالا هم که اومدم و لطف دوستای
خوبمو دیدم هم امیدوار شدم هم ترسیدم از اینکه نکنه نتونم
به همشون سر بزنم و بیشتر شرمنده شم..
البته حتما سعی خواهم کرد تا از شرمندگی در بیام اما اگه احیانا،
سهوا، کوتاهی ای شد امیدوارم و مطمئنم به بزرگواری خودتون
خواهید بخشید..
شعرا و ترانه های زیادی واسه نوشتن داشتم اما بالاخره تصمیم
گرفتم سال جدیدو با امید و خوشحالی و عشق شروع کنم،
(و اما عشق.. )، در نتیجه این ترانه رو که همین امروز گفتم
تو این پستم واستون مینویسم..
امیدوارم مثل همیشه منو مورد لطفتون قرار بدین و با نقداو نظرای
قشنگتون بهم دلگرمی بدین..
-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ـ-
امواج اروم دل من
ارومتر از هر برکه ای بود
دیدی چیکار کردی با قلبم؟!
اونجا همش طوفانه زود زود!
¤ ¤ ¤ ¤
مثل یه مرغ عاشق سبز
تو اسمون من پریدی
دریای خاموش دلم رو
دیدی چطور اتیش کشیدی؟!
¤ ¤ ¤ ¤
توی سیاهی های این راه
گم بودم و غمگین و خسته
شب بود و سرما بود انگار
من بودم و قلب شکسته
¤ ¤ ¤ ¤
برق نگاه مهربونت
تابید تو دنیای سردم
گرمم شد و اتیش گرفتم
روشن شد و دیدم نمردم
¤ ¤ ¤ ¤
دنیای شطرنجی و این شاه
بدجوری بود هم کیش و هم مات
دنیای ماتم رو جلا داد
اهنگ زیبای قدمهات
¤ ¤ ¤ ¤
شاهم رخ زیباتو که دید
شد ایندفه اون مات چشمات
فرقی نکرد انگار دوباره!!
اما کجا این "مات" و اون "مات"؟!!
¤ ¤ ¤ ¤
توی سکوتی مبهم و تلخ
گنگ و پر از تشویش بودم
بی گرمی عشقت، اگرچه
دارا ، ولی درویش بودم
¤ ¤ ¤ ¤
توی کویر تشنگی هام
من برده بودم عشقو از یاد
وقتیکه لبخندت رو دیدم
بازم خدا عشقو بهم داد
¤ ¤ ¤ ¤
قلبم دوباره زد جوونه
وقتیکه خندیدی کنارم
تو گرمی دستای سبزت
دیدم که من دنیا رو دارم
¤ ¤ ¤ ¤
با این دل طوفانی و گرم
تو این مسیر روشن امروز
کاشکی بشه با من بمونی
تنها نمونم مثل دیروز
¤ ¤ ¤ ¤
با من بمون تنها بهونه
با من بمون تو، تا همیشه
قربون گرمای نفسهات
با من بمون، بی تو نمیشه
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ منتظر لطفای همیشگیتونم ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
((هنوزم تو شبهات اگه ماه و داری،
من اون ماه و دادم به تو یادگاری..))
* * * * * * * * * * * * * * * * *
امشبو هم مثل شباي ديگه
تو تنهايي دلم بازم گرفته
دلم برات تنگ شده نازنينم
سراغ چشماتو ازم گرفته
¤ ¤ ¤ ¤
ميخوام كه روي ماهتو ببينم
ميخوام نگام توي نگات بيفته
بگه كه جات خاليه خيلي اينجا
اما اينو به هيچكسي نگفته
¤ ¤ ¤ ¤
كاشكي ميشد الان كنارم بودي
شبيه روزاي خوش گذشته
الان همه اميد قلب خستم
به ماهه كه تو اسمون نشسته
¤ ¤ ¤ ¤
زل ميزنم به ماه و خوب ميدونم
برق نگاهته كه توش نشسته
باز خوبه كه نگاه نازنينت
اين يه در و به روي من نبسته
¤ ¤ ¤ ¤
برق نگاهتو تو ماه ميبينم
توي دلم غوغايي را ميفته
ميشه فراموشش كنم؟ خداياـ
كي گفته كه من ميتونم؟كي گفته؟
بگو ای دل..
چرا اینگونه غمگینی؟
گرفتار کدامین داغ ننگینی؟
بگو ای دل..
چرا از درد می سوزی
ولی خاموش می مانی؟!
بگو ای دل..
چرا از خویش می نالی؟!
چرا بر خود نمی بالی
که عشقی اینچنین داری؟
مگر می ترسی از چیزی؟
مگر سری به دل داری؟
اگر داری، چرا خاموش می مانی؟!
تو در خود اینهمه اندوه داری!
پس چرا بیرون نمی ریزی
و دندان بر جگر داری؟!
بگو ای دل..
بگو ،فریاد کن ای دل
بگو ، رسوا بکن خود را
اگر ننگی به دل داری!
اگر ریگی،
اگر سنگی به پا داری؟!
بگو ای دل..
بگو ازاد کن خود را
از این بیدادو بلوایی
که نزد خویشتن داری!
بگو ای دل..
بگو ای دل،
اگر داری توانش را ؟؟؟!!!
اگر هم نیست یارای سخن گفتن برای تو،
بنال و گریه کن،
زاری کن و شیون بزن،
تا شاید از دردت بکاهد ناله و زاری!!
بلی،
زاری کن و اندوهگین باش ای دل ننگین!
که این من، نیک می دانم
دلیل گریه و اندوه و دردت را!!
و میدانم:
به غیر از گریه و خون جگر خوردن،
به غیر از سوختن، از درد دل مردن،
به غیر از سینه را از درد افشردن،
و دم در خود فرو بردن،
برایت چاره ای دیگر نباشد!!
(( بگو ای دل..
بگو.. ، یا
گریه کن ای دل.. ))
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
رفتي و موندي توي خاطراتم
هنوز اسير برق اون نگاتم
خوب ميدوني ديوونه ي صداتم
هنوز تو فكر ناز خنده هاتم
اسيرمو ديوونمو خرابم
خراب باده و مي و شرابم
غمگينمو تنها پي سرابم
ميشه فقط يه باربياي توخوابم؟
بياي برات گريه كنم دوباره
بهت بگم دوست دارم ستاره
تنهايي رفتي اينه رسمش اره؟
زندگيه بي تو چه فايده داره؟!
اين من و اين زندگي سخت من!
اين من و اين قلب نگونبخت من!
رفتي و راحت شدي از دست من!
سوختم و من موندم و اين بخت من!
نفسم اما سرد
بر لبانم خنده
دلم اما پر درد
غم تنهایی و دوری
غم بی همنفسی
تو ببین با من بیچاره چه کرد؟!
چشمهایم ابری
تشنه ی بارانند
پس کجایی تو ؟
بیا
که برای بارش
گرمی شانه ی پر مهر تو را کم دارند
![]()
از کنار هر چی عاشق با یه خنده می گذشتم
با خودم همش می گفتم که دیگه عاشق نمیشم
که دیگه عشقی نمونده تو دل زخمی و ریشم
همه این حرفا دروغه!عشق چیه؟! عاشق کدومه؟!
عاشقی معنا نداره ، عمر عشقا بی دوومه!
وقتی از عشق می شنیدم بی تفاوت می گذشتم
اما هیچکسی ندونست که چطور واسش شکستم
اره اونقده شکستم که حالا باده به دستم
تا نیاد بازم سراغم یاد اون ، همیشه مستم
تو همین درگیریا بود که یهو یه روز یه جایی
باز رسید خدا به دادم که دوسم داره خدایی
باز دل رفته ز دستمو به این دیوونه پس داد
تو رو اورد سر راهمو به من بازم نفس داد
اومدی تو زندگیمو دلمو دادم به دستت
همه دلخوشیمو بستم به دو تا چشای مستت
تو شدی بهونه که باز بزنه دلم جوونه
با تو انگار رو زمین نیست که تو قلب اسمونه
باز شدم همون دیوونه با یه قلب عاشقونه
واسه تو میخوام بخونم که فقط عشقه میمونه
ممنونم ای نازنینم ، ممنونم از اینکه هستی
قلب خستمو دوباره بردی تو دنیای مستی
ممنونم ازت خدایا ، ممنونم مثل همیشه
تو اگه با من نباشی زندگی من چی میشه؟!
که گر این شهر پر از ادمهاست ٬
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟!!... ))
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
دلمو دیوونه کردی ٬ به کجا روونه کردی
برو بسته دیگه قلبم نمیخواد عاشق بمونه
گفتم از عشق تو مستم چشامو رو همه بستم
دیدی اخرش شکستم؟! اینه رسم این زمونه!
این روزا تنهاییامو به یه دنیا هم نمی دم
اخه دنیایی نمونده بی تو واسه این دیوونه!!
-----------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------
دیگه از وقتی که رفتی اسمون رنگی نداره
ضربان قلب خستم دیگه اهنگی نداره
وقتی از تو مینویسم دو تا چشمام خیس خیسن
همه ی ارزوم اینه که ببینمت دوباره
دلخوشم به بودن تو قربون اشکای نازت
میمیرم اگه یه روزی کم بشه به من نیازت
دل من هنوز باهاته گرمیش از عطر دعاته
که نمی بری ز یادم حتی روی جانمازت
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بازی زمونه رو میبینی؟
اونیکه با فکر کردن بهش با ارامش میخوابیدم٬
حالا فکر کردن بهش خواب رو از سرم میپرونه!!
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
دوباره قلبم از دست زمونه غم گرفته
دوباره لحظه هامو غصه و ماتم گرفته
دوباره انگاری تکرار درد بی وفایی
دوباره انگاری من موندم و درد جدایی
اخه از شدت غصه ديگه چاره اي نداشتم
اومدم توي كتاب خاطرات با تو بودن
توي لحظه هاي ناب از تو و چشات سرودن
دوباره دنبال چشماي خمار تو مي گشتم
كه هزار دفعه تو شعرام از تو و اونا نوشتم
اما هر چقدر كه گشتم نبود از اونا نشونه
اخه ميدوني فقط ياد غما باقي مي مونه
ديگه از چشماي نازت تو خيالم خبري نيست
ديگه از مستي چشمات توي ذهنم اثري نيست
حالا هر چي كه مي گردم دنبال چشات تو ذهنم
چشماي خيس تو رو تو وقت رفتنت مي بينم
اره اون چشاي خيسي كه همه چيزو مي گفتن
كه شده وقت وداع و تو غما تنها نشستن
وقتيكه اينجا رسيدم كتاب و دوباره بستم
اخه يادم اومد اون روز كه چطور واست شكستم
ديگه حتي نمي تونم تو خيالمم بگردم
كاشكي اين دلم رو هرگز به كسي نمي سپردم
اما کاش ارزششو داشت!....
ـــــــــــ ـــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
با تو ام ، تو، ای غریبه، اشنای سابق من
بی تو دنیا یه فریبه ، تو گل شقایق من
تو شب شادی چشمات دلم از غصه ی تو مرد
نمی دونی چه شبی بود؟ کاش می شد از یاد اونو برد!
دل من پیش دل تو ، دست تو ، تو دستای اون
چشم من بارونی اما چشم تو ، تو چشمای اون
توی قلب من پر درد ، دستامم از بی کسی سرد
نمی دونی که شب تو با من خسته چه ها کرد؟!
من تو فکر بی تو موندن ، تو ، تو فکر دل سوزوندن
شیشه ی ارزوهامو چه جوری دیدی شکوندن؟!
رفتی و تو اسمونم نبود حتی یه ستاره !
کاش میرفتی همون اول، چرا برگشتی دوباره؟!
اومدی بگی که میری منو باز تنها میذاری؟!
من بمونم و خیالت با یه دنیا یادگاری؟!
برو چه فایده گلایه؟ برو رفتی تا قیامت
برو خوش باشی غریبه،سفر تو به سلامت
اين روزا كارا همه پر از مكر و فريبن
تنهايي خيلي سخته من اينو خوب مي دونم
به پاي تنهاييهات تا اخرش مي مونم
منم دلم گرفته هواش پر از حسرته
تو اسمون قلبم پر از غم غربته
هميشه بارونين ببين چشاي منو
كي ميتونه بشنوه درد دلاي منو؟
چي بگم از ادما ؟ همه باهات رفيقن
اما رفيقا امروز يه كم عجيب غريبن
محبتا دروغي ، صداقتا كشكيه
هركي به فكر خودش اينجا هركي هركيه
همه مقصر ولي ز دست هم شاكين
هم خودشون متهم هم خودشون قاضين
دنياشونو حسادت كور و سياه كرده
هيچكي نمي پذيره كه اشتباه كرده
با اينهمه دروغ و اينهمه بي وفايي
روراست بگم دل من اوضات خوبه خدايي
تو تنهاييت بشين و چشاتو اروم ببند
به مهربوني فكر كن ، يك كميم شد بخند
يه روزيم ميرسه دنيا به كامت بشه
اميد و از دست نده تا خوشي رامت بشه
چه سخته بي تو از با تو سرودن
مي دوني ؟ وقتي رفتي و نموندي
دل كوچيكم و بد جور سوزوندي
تو رفتي و ديگه دل بي قراره
شب و روز از غم تو خون مي باره
واسه درد دلم چاره نمونده
غم دوريت اونو بد جور سوزونده
مي دونم اي خدا چاره ندارم
اخه بد جور گره افتاد تو كارم
ولي باز غير تو جايي ندارم
بخوام گريه كنم ، تنها نذارم
تحمل مي كنم ؛ باشي كنارم
تحمل مي كنم ؛ چون تو رو دارم
تحمل مي كنم ؛ اما چه جوري؟!
نميدوني چه سخته درد دوري؟!