تبليغاتX
و اما عشق.....

و اما عشق.....

شعر

 

سلام به همه ی دوستای عزیزی که تو این مدتی که

 نتونستم بیام منو با لطفشون حسابی شرمنده کردن..

 

چند وقتیه که متاسفانه دسترسی به اینترنت ندارم

و به همین خاطر فرصت نکردم که جواب محبتاتونو بدم..

 

البته الانشم با کلی مکافات فقط اومدم این متنو بنویسم

 و عذر خواهی کنم تا کمتر از دستم دلگیر بشین..

 

 اگه خدا بخواد همین روزا این مشکلمم حل میشه

 تا بتونم از شرمندگی همتون دربیام..

 

کامنتاتونم تایید نکردم تا بعدا سر فرصت جواب همتونو

بدمو خدای نکرده کسی رو از قلم نندازم و بیشتر از این

 شرمنده نشم..

 

فقط خواهشا ازم دلخور نشیبنو تنهام نذارین چون نمیدونین

وقتی اومدم و اینهمه لطفتونو دیدم چقدر خوشحال شدم و

 انگاری همه ی مشکلام یادم رفت..

 

بازم ممنون..

 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت12:18توسط پیمان |

 

خیره در چشم من شدی اینبار ، و من از این نگاه می ترسم

با تو و صد هزار وسوسه ام  ، و من از اشتباه می ترسم

                  ¤    ¤    ¤    ¤

تو صدا می زنی مرا با ناز ، راز ناز تو و دل و این ساز

باز هم گول خورده ام انگار ، و من از این کلاه می ترسم

                  ¤    ¤    ¤    ¤

تو کنار منی و من با این.. حس حیوانی ام گلاویزم

تا سحر من دوام می ارم؟ و من از این پگاه می ترسم

                  ¤    ¤    ¤    ¤

ضربه های دل مرا بشنو، رحم کن که مردم از تشویش

لرزه های مرا که می بینی، چشمهایت گواه می ترسم

                  ¤    ¤    ¤    ¤

دستهایم دگر نمی فهمند، بی هوا سوی گیسوان تو اند

گیسوان بلند همچو شبت، و من از این سیاه می ترسم

                  ¤    ¤    ¤    ¤

وای بر من دگر توانی نیست، وای بر من دوباره سر خوردم

ریشه کرده درون من هوست، و من از این گیاه می ترسم

                  ¤    ¤    ¤    ¤

لرزشی دیگر و گناه دگر ! حس داغ من و تو در بغلم

لذت ناب و قلب بلهوسم ! و من از این گناه می ترسم

 

                   - - - - - - - - - - - -

 

ـــ اول: باید از بابت تاخیرم از همه ی دوستایی که تو این مدت من و مورد لطفشون قرار دادن عذر خواهی کنم.. به هر حال امتحانات و مشکلات شخصی باعث شد که نتونم جواب محبتاشونو بدم.. امیدوارم بتونم بعد از این جبران کنم

 

ــدوم: بعد از اینکه تو پست قبلیم یه غزل گذاشتم و مورد لطف بعضی دوستان قرار گرفتم ترجیح دادم تو این پستمم یه غزل دیگه بیارم.. 

(دوستان باید بدونن وقتی از کار یه ادم بی ظرفیت تعریف میکنن باید فکر اینجاشم بکنن که شاید اون ادم جدی بگیره و به کارش ادامه بده!)

 

ــسوم: از اونجاییکه من تو این قالب شعری تقریبا بی تجربه ام از دوستای خوبم میخوام با نظرا و نقدای قشنگشون کمک کنن تا اگه بشه ایرادام و کمتر کنم

   

       "منتظر لطفای همیشگیتونم"

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:16توسط پیمان | |